close
تبلیغات در اینترنت

روز های تلخ من رمان

کمي توضيح ...

نودهشتیا|98ia

خبرنامه سايت

آدرس ايميل خود را در فيلد زير وارد کنيد تا به محض آپديت شدن سايت خبردار شويد

آمار سايت
تعداد کل مطالب : 80
تعداد کل نظرات : 19
تعداد کل اعضا : 484
بازديد امروز : 43
بازديد ديروز : 21
ورودي گوگل امروز : 1
ورودي گوگل ديروز : 7
بازديد کل سايت : 9,890
کدهاي اختصاصي سايت
بايگاني


کليه ي کتابهاي چاپي و داراي حق کپي رايت از روي سايت حذف شده اند و فقط توضيحات ، خلاصه کتاب و عکس آنها تنها براي معرفي اثر باقي گذاشته شده است .

ناشرين و نويسندگان گرامي چنانچه کتابي از شما در سايت وجود دارد و از بودن آن ناراضي هستيد ، از طريق فرم تماس با ما ، ما را از وجود و حذف کتاب مطلع سازيد .


آیدا دختری شیطون و اذیت کار که عضو یه اکیپ دختر و پسر میشه به بهشاد دل میبنده و بهشادم پسری با احساس و با سوپرایزاش آیدا رو شیفته ی خودش میکنه اما این عشق و خوشی دووم نمیاره و… مقدمه خسته نباشی سرنوشت روزها یکی پس از دیگری به پایان میرسند و در پی روزها عمر من خسته نباشی سرنوشت میبینی دست در دستان تو تمام راه رت بیراهه رفتم شنیدم کسی میگفت چشمانت را ببند اعتماد کن ولی افسوس به قیمت تمام روزهای رفته چشم هایم را بستم اعتماد کردم… بهای سنگینی داشت اعتماد هنوز درگیر زخمایت هستم من- مامان خوابم میاد میشه اون لامپ لعنتیو خاموش کنی؟ مامان- باشه خب الآن خاموش میکنم وایسااا اینقدرم جیغ جیغ نکن -خب شب بخیر مامی -شب بخیر دخترم اَه بازم این زنگ گوشی صداش دراومد میمرد یکم دیرتر زنگ میخورد؟!من خوابم میاد خب! مامان- آیداا پاشو دیگه دختر مگه نمیخوای بری مدرسه؟ جواب مامانمو ندادم که یکم بعد وارد اتاقم شد… عهه تو که هنوز خوابی بلند شو

40 بازديد
سه شنبه 14 شهريور 1396

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :
نويسندگان سايت
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
Banner corner : site parandehgharib.ir