close
تبلیغات در اینترنت

نودهشتیا

کمي توضيح ...

نودهشتیا|98ia

خبرنامه سايت

آدرس ايميل خود را در فيلد زير وارد کنيد تا به محض آپديت شدن سايت خبردار شويد

آمار سايت
تعداد کل مطالب : 38
تعداد کل نظرات : 13
تعداد کل اعضا : 278
بازديد امروز : 28
بازديد ديروز : 67
ورودي گوگل امروز : 4
ورودي گوگل ديروز : 20
بازديد کل سايت : 14,987
کدهاي اختصاصي سايت
بايگاني


کليه ي کتابهاي چاپي و داراي حق کپي رايت از روي سايت حذف شده اند و فقط توضيحات ، خلاصه کتاب و عکس آنها تنها براي معرفي اثر باقي گذاشته شده است .

ناشرين و نويسندگان گرامي چنانچه کتابي از شما در سايت وجود دارد و از بودن آن ناراضي هستيد ، از طريق فرم تماس با ما ، ما را از وجود و حذف کتاب مطلع سازيد .

عنوان پاسخ بازديد توسط
سر فصل عاشقی 36 203 tofan
ارباب زاده 14 671 shivabayan
رمان آندیا 0 8 gelareh
مرگ های خاموش جلد اول 0 5 abtinbm
فرشته ای در قلب شیطان 27 510 elham
حکم دنیا 0 10 muhaddese_ghoulinia
مهم مهم حتما بخوانید 0 10 mano_tanhayi
تلاش همیشگی 1 14 farhan14
ورزشی 0 6 farhan14
دختره روانپریش 19 224 banafsh
rihanaebrahimi 2 13 mano_tanhayi
آبی یخی | rihanaebrahimi 1 13 rihanaebrahimi
سه الهه ی شیطنت 3 116 gbkug
لطیفه 61 147 najafii8016
ماهم قاطی مرغا شدیم... 4 52 hani
سرنوشت متغییر/هانی 62 345 hani
نیوا 141 1851 najafii8016
شیطنت به سبک هانی :) 2 46 hani
اشپز کوچولو 0 24 elham
رمان کامل شده دختر اشوب با فرمت pdf 0 22 iii

آیدا دختری شیطون و اذیت کار که عضو یه اکیپ دختر و پسر میشه به بهشاد دل میبنده و بهشادم پسری با احساس و با سوپرایزاش آیدا رو شیفته ی خودش میکنه اما این عشق و خوشی دووم نمیاره و… مقدمه خسته نباشی سرنوشت روزها یکی پس از دیگری به پایان میرسند و در پی روزها عمر من خسته نباشی سرنوشت میبینی دست در دستان تو تمام راه رت بیراهه رفتم شنیدم کسی میگفت چشمانت را ببند اعتماد کن ولی افسوس به قیمت تمام روزهای رفته چشم هایم را بستم اعتماد کردم… بهای سنگینی داشت اعتماد هنوز درگیر زخمایت هستم من- مامان خوابم میاد میشه اون لامپ لعنتیو خاموش کنی؟ مامان- باشه خب الآن خاموش میکنم وایسااا اینقدرم جیغ جیغ نکن -خب شب بخیر مامی -شب بخیر دخترم اَه بازم این زنگ گوشی صداش دراومد میمرد یکم دیرتر زنگ میخورد؟!من خوابم میاد خب! مامان- آیداا پاشو دیگه دختر مگه نمیخوای بری مدرسه؟ جواب مامانمو ندادم که یکم بعد وارد اتاقم شد… عهه تو که هنوز خوابی بلند شو

31 بازديد
سه شنبه 14 شهريور 1396

 

 

نام کتاب: تلنگر نام نویسنده: مینا محبوب واقعی– آموزنده – موضوع: عاشقانه خلاصه: مینا دختری است شاد و سرحال و البته مهربان. ..بیست و هفت سال از زندگی خود را با آرامش و بدون دغدغه خاصی گذرانده …حال شخصی وارد زندگی او شده …این تجربه اول زندگی اوست که به خوبی از آن استقبال میکند .مینا سعی دارد از حضور آن شخص به نفع احساسات خودش استفاده کند و تلاش میکند که ابعاد ناشناخته وجودش را (از جمله عشق )کشف کند . غافل از اینکه قربانی اول این ماجرا.

 

27 بازديد
پنجشنبه 09 شهريور 1396

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :
نويسندگان سايت
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
Banner corner : site parandehgharib.ir